شهید عزیز مهدی عزیزی
کجائید ای سبک بالان عاشق ؟
شهید عزیز مهدی عزیزی
خانه | آرشيو | ايميل


نام : مهدی

شهرت : عزیزی

تاریخ ولادت : 1361/07/01

تاریخ شهادت : 1392/05/11

محل شهادت : سوریه

دلیل شهادت : عشق ، وفا ، غیرت ، مردانگی و ....
امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
چقدر زود دیر میشود ...

 

♥ مهدی جان قریب به یکسال است که از پروازعاشقانه ات میگذرد و افسوس که هنوز اندر خم یک کوچه ام ... ♡


[ ]
+
سربازان ولادت فرمانده تان مبارکباد
سلام 

مست عشقم ♥ مست شوقم ،♡ مست دوست ♥ مست آن دلبر که عالم مست اوست ♡

یا ابا صالح المهدی جان مدد

 
 

[ گل نرگس (عج) ]
+
وقت تجدید عهد با زهرا (س ) شهر یثرب اگر نشد قم هست
 

 

شهدا التماس دعا

 


[ ]
+
چای عراقی ...
 

من ترک چایی کرده بودم سالیانی

موکب به موکب اربعین، چایی‌خورم کرد...

 

شهداء التماس دعا

 


[ روزنوشت ]
+
بسمه تعالی سر
 

یا حبیب الباکین


 

 

نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر

بلند مرتبه پیکر  بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت  هرجا سر

قسم به معنی "لا یمکن الفرار از عشق"

که پر شده است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن

به آسمان بنگر! ما رایت الا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم

به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم

مباد جامه مبادا کفن  مبادا سر

همان سری که یحب الجمال محوش بود

جمیل بود  جمیلا بدن  جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را

که یک به یک  همه بودند سروران را سر

زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان

حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس  "اجننی"  گویان

درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ام وهب را به پارهء تن گفت:

برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا بحال غلامش، به آرزوش رسید

گذاشت لحظهء آخر به پای مولا سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد

همان سری است که برده برای لیلا سر

سری  که احمد و محمود بود سر تا پا

همان سری که خداوند بود  پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد

پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

 

امام غرق به خون بود و زیر لب می گفت:

به پیشگاه تو آورده ام خدایا سر

میان خاک کلام خدا مقطعه شد

میان خاک  الف  لام  میم  طا  ها  سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازهء اسب

چه خوب شد که نبوده است بر بدن ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود

به هرکه هرچه دلش خواست داد ، حتی سر

نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او

ادامه داشت ادامه سه روز ...اما سر -

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است

جدا شده است و نیافتاده است از پا سر

صدای آیهء کهف الرقیم می‌آید

بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد ، بمیرد آن اسلام

که آفتاب درآورد از کلیسا سر

چقدر زخم که با یک نسیم وا می شد

نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر

عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت

به چوب، چوبهء محمل نه با زبان  با سر


دلم هوای حرم کرده است می‌دانی

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

شهدا التماس دعا

 


[ روزنوشت ]
+
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد ؟!

 

نام تو زینت دنیاست ابا عبدالله          نمک زندگی ماست ابا عبدالله

 

 

حضرت رقیه (س)

کربلا ایستگاه آغازین تمام مسافرانی است که به مقصد خدا جاری اند.

هر چند دلهایشان را در عاشورا جا گذاشته باشند.


اینجا
کربلا ست ، این گودال سربلند آبروی جغرافیاست و...

.

.

در برخی کتب تاریخی آمده است:

یزید، اهل بیت را در محلى خرابه‌گونه جاى داد در حالى که زنان خاندان نبوت

و اهل بیت طهارت، جریان شهادت حسین(علیه‏السلام) و اهل بیت و یارانش را از

کودکان مخفى نگاهداشته و مى‏گفتند پدرانشان به مسافرت رفته‏اند،

 و این جریان ادامه داشت تا این که یزید اهل بیت را در سراى خویش جاى داد.

امام حسین(علیه‏السلام) دخترى خردسال داشت که سه سال از عمر مبارکش مى‏گذشت،

و نام مبارکش رقیه بود

 شبى از خواب پرید در حالى که سخت پریشان به نظر مى‏رسید و جویاى پدر شد!

 و پرسید: پدرم کجاست که من هم اکنون او را دیدم؟!

بانوان حرم چون این سخن را از او شنیدند، گریستند و کودکان دیگر نیز ناله و زارى سر دادند.

چون صداى شیوه و گریه آنان بلند شد، یزید از خواب بیدار شد و پرسید:

 این گریه و زارى از کجاست؟

پس از جستجو، یزید را از جریان باخبر کردند، یزید گفت: سر پدرش را نزد او ببرید!

آن سر مقدس را در زیر سرپوشى قرار داده در مقابل او نهادند.

کودک پرسید: این چیست؟

گفتند: سر پدرت حسین(علیه السلام) است.

ورود سر بریده امام (ع)به خرابه٬انگار تازه اول مصیبت بود.

  بعداز انکه رقیه(ع) خودرا روی سربابا می اندازد و دور سر پدرمیچرخد٬

  سر را دراغوش می گیرد وشروع نجوای جانسوز با ، بابا میکند:

دختر امام حسین(علیه‏السلام) سرپوش را برداشت و چون چشمش به

سر مبارک پدر افتاد

ناله‏اى از دل کشید و بیتاب شد و گفت:

 اى پدر! چه کسى تو را به خونت رنگین کرد؟!

چه کسى رگ‌هاى تو را برید؟!

اى پدر! چه کسى مرا در کودکى یتیم کرد؟!

 اى پدر! بعد از تو به چه کسى دل ببندم؟!

چه کسى یتیم تو را بزرگ خواهد کرد؟!

اى پدر! انیس این زنان و اسیران کیست؟!

اى کاش من فدایت شده بودم!

اى کاش من نابینا شده بودم!

 اى کاش من در خاک آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمى‌دیدم!

آنگاه لب کوچک خود را بر لب‌هاى پدر نهاد و گریه شدیدى کرد و از هوش رفت!

 هر چه تلاش کردند، به هوش نیامد،

 و این عزیز حسین(علیه‏السلام) در شام به شهادت رسید.

السلام علیک یا بنت حسین ع

شهید مهدی عزیز التماس دعا

 


[ روزنوشت ]
+
براتون « وَ اِن یَکاد » می خوانم.........واحسرتاه جا مانده ام از کربلا

به نام خدایی که کربلا را آفرید تا ما وطن داشته باشیم

مسافران کربلا خدا نگهدارتون


اربعین اوج رفتن است ، قله رسیدن است ، رسیدن به عشق


اربعین، هر سال فریاد می‌زند آنها که نرفته‌اند برخیزند...

اربعین وقتی می‌آید، می‌خواهد جامانده‌ها را با خود ببرد...

آنهایی هم که امسال رفتند باز خدا به داد دل‌شان برسد؛

و... اما امان از آنهایی که اربعین َکربلا را دیده‌اند، رفته‌اند، رسیده‌اند و امسال جانده اند ،

خدا به داد دلشان برسد ...

خدایا جامانده ام خدا به دادم برس...


کربلا اگر می روی دیدنت که جای خود ... شنیده هایت را فراموش نکن ...!

که شنیدنیست آنچه می بینی و

دیدنیست آنچه می شنوی ... و نیز بخاطرت بسپار ... در کربلا گران میخرند و

گران می فروشند ... آنجا که میروی

هر آنچه داری ببر ... نداری ات را می گویم ...



اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛

 و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد

و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست.

 قصه سر و نیزه،...

 قصه لب‌های خونین و قرآن،...

 قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین، ...

و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.


کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است،

اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛

 اما غواص قهار می‌طلبد.

و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است:

و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله : حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.

امام صادق(ع(خطاب به یکی از یاران خود گفت:

«
زیارت کربلا را از خوف احدی ترک نکن ، هر کس از روی ترس، زیارت قبر امام حسین(ع) را ترک کند، بعدها آن‌قدر حسرت خواهد خورد که آرزوی مرگ خواهد کرد.

 




آری عزیزان کاروان از دمشق به کربلا می رسد و یادآور روز ورود کاروان در

ابتدای محرم به کربلاست ولی افسوس که دیگر حسین و عباس و اصغر و اکبر و قاسم

و عون و جعفر و حر و حبیب بن مظاهر و ... هیچ کدام نیستند!

زینب انگار در این چهل روز، چهل سال پیرتر شده است. بر سر زینب چه گذشته است؟

اربعین حسین است ولی انگار بر زینب چهل اربعین گذشته است.

دیگر کسی نیست تا تکیه ای شود و زینب از روی محمل پیاده شود.

زینب در کنار قبر برادر با قدی خمیده همچون مادرش، می نشیند و درد دل میکند

زینب به برادر چه می گوید؟

زینب از دردها با برادر سخن می گوید

زینب از شلاق هایی که بر پیکر او و سایر اسیران خورده سخن می گوید

زینب از خنده ها و هلهله ها با برادر درد دل می کند

زینب از زخم زبان ها سخن می گوید

زینب از کبودی های پهلو سخن می گوید انگار او هم مانند مادرش پهلویش درد می کند

زینب از علی شدنش از حیدر شدنش در مجلس یزید می گوید

اما . . .

اما . . .

اما چی؟

اما زینب از یادگار برادر سخن نمی گوید

یادگاری که در روز عاشورا برادرش او را بدستش سپرد

زینب آمده است اما رقیه برادر را بهمراه ندارد


دوستان تاکید بسیار شده فردا زیارت اربعین تا قبل از ظهر خوانده شود از نشانی های مومن یکی همین است

اگه توفیق پیدا کردید ما را هم از دعای خیر خود محروم نسازید.

کربلا کربلا اللهم ارزقنا

داداش مهدی خلاصه کلام اینکه دردسری شده این سفر کربلای من برای دلم ....
شهدا التماس دعا


[ روزنوشت ]
+
امام حسین علیه السلام در کلام عارفان

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


رهنمود های زیر حاصل یک عمر سلوک بی وقفه ی حضرت جعفرآقای مجتهدی رحمة الله تعالی علیه ،

همان عارف دل آگاهی است که در محبت آل اللهی شهره ی آفاق بود و یکه تاز عرصه ی شهود و اشراق:


1-اهمیت اشکی که برای سید الشهدا ریخته می شود در سفر برزخی و اخروی معلوم می شود.


2-هنگامی که به یاد امام حسین علیه السلام  می افتید تردیدی نداشته باشید که آن حضرت هم به یاد شماست.


3-نور سید الشهدا علیه السلام  بر هر دلی که بتابد ،حیات و نشاط دیگری پیدا می کند.


4-غیرت صفت جوانمردان است و اهل بیت علیهم السلام  جوانمردان غیور را دوست دارند.


5-«غیرت»،«شرف»و«جوانمردی»تا همیشه شرمنده ی حضرت ابوالفضل علیه السلام هستند.


به نقل از کتاب طوبای کربلا    


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


شهدا التماس دعا



[ روزنوشت ]
+
به نظرتان پیام عاشورا چی بود ؟

امام چرا رفت ؟
چرا جنگید ؟
 چرا تسلیم نشد ؟
 چرا شهید شد ؟

کسی شک نداره که پیام امام حسین علیه السلام و روز عاشورا مبارزه با ظلم و ظالمه ...

اما در همین کشور همسایه تمامی اعضای یک خانواده شیعه را می کشند و کودک خردسالش رو اعدام می کنند ولی تو قمه بر سر تروریستها که نه ، بر سر خودت میزنی ؟!

در مراسم عزاداری در افغانستان و پاکستان  دست به کشتار شیعیان می زنند ، ولی تو هنوز هم داری بر سر خودت قمه میزنی !

در میانمار مسلمانان رو زنده زنده در آتش می سوزانند ولی در کمال آسایش تو هنوز هم به قمه زدن خودت مشغولی !

در فلسطین زن و کودک و پیر و جوان رو با هم به خاک و خون میکشند و تو مشغولی و باز هم به خیال باطل خودت داری ثواب میبری !

 امام حسین علیه السلام و پیام مبارزه با ظلم و ظالم اون زنده ست ...

شمر و یزید 1300 سال پیش به درک واصل شدند ؛ کاش شمرهای امروزی رو دریابی ... وگرنه قمه ای که بدست خودمون بخواد بر سر خودمون فرود بیاد رو حتی سفیر انگلیس حاضره بیست هزارتاش رو بخره و به هیاتهای عزاداری هدیه بده و داده ( تاریخ رو بخونید )

افسوس که پیام امام حسین رو متوجه نشدیم ؛

نه ...  بدتر از اون اینکه حتی برعکس متوجه شدیم ... 

************************

و این هم غروب روز دهم ....

 که آماده کرده بودم اما توانی برای پستش نبود


یک دهه بستم این دهان را و اما امروز...

قصدم نبود بنویسم ز غصه ها...

دیشب میان روضه های سنگینی که خوانده شد

خون به پا کرد روضه خوان...

حرف زیادی نیست امروز

فقط سکوت

باید گوش داد

صداهای عجیبی میرسد

قبل از غروب

و عجیب تر بعد از غروب...صدای جیغ و شیون دختران و زنان اهل حرم میرسد

تا عرش خدا

و امروز از کربلا تا شام

اگر گوش کنی

میشنوی صداهایی که تنها یک بار در تاریخ شنیده شد

آری خاموشی را ترجیح میدهم زیرا

مثل دیروزی از قمر منیر بنی هاشم خواستی تا مهلتی بگیرد از آن حرامیان

تا برسی به عبادت به برپایی نماز به عشق بازی با معبودت

من نیز تا غروب فرصت میخواهم

فرصت بده حسین جان

میخواهم دریابم خود گمشده ام را

میخواهم آماده کنم روحم را

تا غروب وقتی نیست

کار تمام میشود...

و ماجرا به "سر" میرسد

یا صاحب زمان

بمیرم برای دلتان

ما که فقط شنیده ایم

این است حال و روزمان...

آری خاموش میشوم

زمانی نمانده

اگر مردیم وعدمان نه بهشت

کنار حرم بهشتی حضرت حسین

من از ناحیه مقدسه فهمیده ام

شکسته است کسی

شیشه غرور تور را...

بس اگر طاقتش را داری بخوان کمی:


أَلسَّلامُ عَلى ساکِنِ کَرْبَلآءَ ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلى مَنْ ذُرِّیَّتُهُ الاَْزْکِیآءُ ،
سلام بر ساکنِ کربلاء ، سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند ، سلام بر آن کسى که خاندانش پاک و مطهّرند


أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ ،
سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده، سلام بر آن لب هاى خشکیده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار


أَلسَّلامُ عَلَى الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِباتِ،
سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده ، سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه ، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف


أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ،
سلام بر آن خون هاى جارى ، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ، سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)


أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْکَبیرِ،
سلام بر على اکبر،


أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ،
سلام بر آن شیر خوارِ کوچـک

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ،
سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها،


أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ،
سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان ،
سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن،


أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ،
سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن،


أَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ،
سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد،


أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،
سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،


أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ،
سلام بر آن دندان هایی که با چوب خیزران زده شده ،


أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ،
سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته،


التماس دعا


[ ]
+
در مقتل گمنامی

کل محرم نتوانستم بنویسم انگار قفلی بزرگ بر زبان و بر قلمم زده بودند

 که فقط سکوت کنم سکوت اما امروز آمده ام ...

آمده ام از آن سوی ای شهید ، از میان تکاپوی روزمرگی ها از یک گوشه این خاک پاگیر

که با همه جذبه اش نتوانست تو ا درگیر خود کند.

رنگ تو نیستم اما از جنس توام ، از تبار همان جوان شیعه ایرانی ، از تبار شجاعت و توکل ،

 از تبار مردانگی های ناب اما شیطان رهایم نمی کند ، برادرم دستم را بگیر ، کمکم کن

البته نیک میدانم لحظه لحظه امروزم را وام دار توام ، تو و افکار بلندت که هرگز به زمینی شدن

رضایت نداد اما داداش مهدی ام گام هایم حقیر است ، به ردپای تو نمی رسد .

به زمین باید زد این تن خاکی را ....

آمده ام از شهرِ دل گم کرده ها ، آمده ام تا تو دوباره پیدایش کنی ، بدهی دستم و بگویی بگبر

دیگر دلت را...

مهدی جان این کل این ده شب هر جا بودم یادت بودم ،

اگه از در و دیوار مسجد ارگ ، موج حسین و... بپرسی بتو خواهند گفت که چقدر نامت را فریاد کردم  ،

امیدوارم هر کجا هستی یاد منم باشی

مهدی جان ، هر روز پدر و مادرت را به یکی از آرزوهایشان می رسانی دیروز دیدن آقا و امروز سفر به سر زمین کربلا

کاش برات کربلای مرا هم بگیری ...کاش

 

گاهی... بد دلم میگیرد

و دلتنگ میشوم...

میگن کربلا نری یه جور دیوونه میشی اما وقتی بری کربلا یه جور دیگه...

دیگه طاقت نمیاری

مثل الانه من...

که دلم طاقت نمیاره....

همش یاد قتل گاه میوفتم...

اونجا رو چراغای قرمز زده بودن

مداح کاروان میگفت زیاد اون سمت نرید.. جو سنگینی داره..

راست میگفت...

حس بدی بود...

اینکه وایسی جایی رو نگاه کنی که...

یه روزی...

قتل گاه بوده...

مهدی جان دعام کن دوباره برم کربلا

*********************************

داداش مهدی عزیزم  انگار از قالب وبت خوشت نیامده بود که به دل دایی بزرگوارت انداختی

تابخواهند قالب وب را عوض کنم امیدوارم این قالب مورد پسندت باشد نازنین برادرم

 

شهدا التماس دعا

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!